پرش به محتوای اصلی
خبر

عكاس فرانسوی: كتاب عكس روزهای انقلاب تاريخ مردم ايران است

دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۵    ۱۷:۴۵
نشست نمایش و بررسی عکس های میشل ستبون از روزهای انقلاب با حضور ستبون و محمد مهدی رحیمیان نیز در سومین روز همایش روز یکشنبه ۲۱ آذرماه برگزار شد....

ستبون در اين نشست گفت: آن روزها جوان و پرشور بودم و خودم تصميم گرفتم به ايران بيايم، تصور می كردم قرار است اتفاقی بيفتد اما كسی تصور نداشت كه شاه ايران  با سقوط كند. وقتی جوان هستی به دنبال تغييرات اجتماعی هستی، در ۱۷ سالگی برای سفر به هند از ايران به هنر رفتم و از آن موقع با ايران آشنا بودم. وقتی به ايران آمدم هفته ها گذشت و اتفاقی رخ نداد اما عكاس خبری نبايد متوقف شود. نخستين اتفاق مرداد ماه سال ۱۳۵۷ بود و با بزرگ ترين تظاهرات در همان زمان تجربهی خوبی داشتم. در ميدان ژاله(شهدا)، در نوفل لوشاتو و ... حضور داشتم. يك عكاس خبری می بايست چند اتفاق و داستان را با هم پيش ببرد اما چون موضوع ايران مهمترين داستان برای من بود روز به روز انجام دادم و وقتی به آن تصاوير نگاه می كنم حس می كنم كار بزرگی انجام دادم.

ستبون در ادامه گفت: با ديدن اين عكس ها می توان فهميد زندگی  سال پيش چگونه بوده است. آن زمان مهم ترين موضوع برای كشورهای غربی مردم ايران نبودند بلكه خانواده ی شاه بود و رسانه های غربی هم به شاه توجه داشتند. كسی تصور نمی كرد شاه فرار كند و براي ديگر خبرنگارها من يك ديوانه بودم. تا روزهای آخر هم خبرنگاران درخواست مصاحبه با شاه را داشتند، اما من ترجيح می دادم در خيابان ها باشم و اين مرا ياد انقلاب های فرانسه مي انداخت. آژانس های خبری به دنبال پوشش خبری شاه بودند چون برای آن ها شاه به معنی پول و اقتصاد بود، اما حركت مردمی ايران موثر بود. هر روز در خيابان بودم و مردم ايران با من آشنا شده بودند، از اهميت رسانه آگاه بودند و به من اطلاع رسانی می كردند. يك رابطهی انسانی بود حتي در پاريس هم اين اطلاع رسانی اتفاقات به من انجام می شد. انقلاب اسلامی ايران فتوژنيك بود. ما چهار دوربين داشتيم يكی با لنز تله و يكی با لنز وايد و دوربين رزرو، نورسنج هم داشتيم و سياه و سفيد و رنگی عكاسی می كرديم. در واقع علاوه بر مهارت عكاسی بايد تكنسين هم می بوديم. ارسال عكس ها هم ماجرا داشت چون اگر عكس ها در يك زمانی نمی رسيد بی فايده بود. عكس ها را در به شخصی كه قصد سفر به پاريس داشت می داديم تا به فرانسه ببرد. از طريق تله فتو هم انجام میشد.  ما فقط يك شرح عكس می نوشتيم. آن دوره، رزوهای طلايی عكاسی خبری بود كه حالا از بين رفته است. 
ستبون درباره ی كتاب "روزهای انقلاب" گفت: اين كتاب تاريخ مردم ايران است و اگر می خواهيم ايران را درك كنيم بايد به گذشته اش هم نگاه كنيم. امروز خوشبختانه ايران صدها عكاس خوب دارد كه به سراسر دنيا سفر می كنند و برای من مهم بود كه اين حافظه را به ايران برگردانم.
ستبون درباهی انجمن عكاسان انقلاب و دفاع مقدس گفت: از اين انجمن بازديد كردم و ديدم كه گنجينه ی مهم و ارزشمندی از عكس در آنجا وجود دارد و نشان می دهد كه اين اتفاقات برای ايران اهميت دارد.